اين روزها نمي دانم به چه رو آورم ، دلم بدجور گرفته ،
يك جوري شده هوا ، اوضاع ، هوا شناسان نسيم محرم را گزارش نكرده اند ؟ اين روزها هواي بقيع كرده ام ، كربلا ، نجف ، سامرا ، هر جايي كه بشود ساعتي نشست و دم زد از بي كسيها . اين روزها نمي دونم به كدامين قبله پناه برم . اتفاقها زياد شده . حوادث و بلايا و سختي ها . نمي دانم ديگر چه نشاني از آخر الزمان مانده كه او نمي آيد .
مولايم ! ، 20 ميليون آواره ي مسلمان براي آمدنت كافي نيست ، كشيدن كاريكاتور جدت چه طور ؟ تخريب مزار مادرت ؟ آقايم ، آتش زدن به كتاب خدايت چه ، اين هم كافي نيست ؟ آقا ، ديگر چه بايد بشود كه نشده است ، ما تشنه نيستيم كه از تشنگي لبانمان ترك برداشته ، دنيا نامرد نشده است كه روزي نيست خبري از نامردي دنيا نرسد ، يار نداري كه مولايمان خامنه اي حاضر است جانش را فدايت كند . يار نداري كه ما اگر چه قابل نيستيم ولي .... نميدانم باز .
ديروز يكي حرف قشنگي ميزد . مي گفت " آقا " در سخنراني هاي اخيرشان خيلي به خود سازي تاكيد دارند ، حتي در ديدار مچلس خبرگان كه همه مجتهد اند آقا توصيه به خود سازي كردند . شايد مشكل اينجاست ، از ساخته نشدن من ... شايد من مانع هستم كه بيايي
آقا ، درست شوم مي آيي ؟