می گذشتیم از کنار هتلی
که ابهتش همه را می گیرد
حتی تو را و حتی من را هنگام عبور و
آه سرد می نشاند بر دل آنان که پابرهنه اند
این بار
کودکی گدا نشسته بود
در بر درش
خواستیم عکس را بیندازیم
در کادر دوربین جا نشد کودک و تمام هتل
سه عکس گرفتیم و به هم چسباندیم
در کادر دوربین جا نشد کودک و تمام هتل
سه عکس گرفتیم و به هم چسباندیم
این واقعه در ذهن تو جای می گیرد ؟
راستی
امروز جنگ فقر وغنا آغاز شده است
راستی
امروز جنگ فقر وغنا آغاز شده است
| < قبلی | بعدی > |
|---|



نظرات
بعد هم به نظرم مثال خوبی نیست. مال حلال داریم هتل خوب می رویم. جرم ایست؟
عجیب نیست اگر کلاه از سرمان باز افتد تا توان دیدن برجها را داشته باشیم
عجیب نیست اگر این روزها به جای آسمان طاق نمای برج ها را ببینیم
و عجیب نیست اگر عده ای در این برج ها آسوده بخندند بر ما که این پایین نمی توانیم بی اشتباه حتی پنجره هایش را بشماریم
و عجیب نیست که ناز و نیاز فاصله شان یک یاء است
و ما ثروتمندتریم که با نیاز یک یاء بیشتر داریم از آنها که در ناز زندگی می کنند
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود/ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
www.ammarname.ir/link/548
ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
موفق و پیروز باشید .
عمارنامه ammarname.ir/—- info
یا علی
شهر بوی سکه ونان میدهد بوی دالانهای زندان میدهد
کوچه کوچه شهر را گر دیده ایم یک سلام بی طمع نشنیده ایم
شهر ما راشیمیایی میکند روح را دل را ریایی میکند
شهر یعنی کوفه ی رنگ و ریا مسلم تنها اسیر کوچه ها
کاش در ایام آتش خوانیم تیر میبوسید از پیشانیم
در حضور حادثه ها ایستاده ها اینک در میان بستر غفلت فتاده ها
فيد RSS براي نظرات اين مطلب